محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
389
اكسير اعظم ( فارسى )
كافور هر واحد دو مثقال قرنفل يك مثقال در آب برگ تنبول كه با مصالح بود و به قدر نيم پاو باشد چهار پاس كهرل كرده هژده حب بندند و يك صبح و يك شام خورند و غذا شيربرنج يا دال مونگ با نان و روغن زرد هر قدر كه خواهند خورد و بعد نه روز كه آتشك رفع مىشود اگر گرمى معلوم شود كاسهء دوغ گاو كه در آن زيره سفيد به قدر دو سه ماشه سائيده آميزند و سه روز خورند . نوع ديگر معمول جناب والد ماجد غفر الله كه در اين باب بى عديل است [ صفت آن ] اجواين خراسانى اجواين ويسى اجمود جوانى هر يك يك توله مرداسنگ سه ماشه قند سياه كهنه سه توله در آب درخت بسكهچره كه شاخ او سرخ باشد هشت حب بندند يكى بيندازند و از هفت حب يكى صبح به آب برنج پخته بىنمك بخورند و روزانه خفتن ندهند غذا برنج بىنمك و يا نان گندم بىنمك و يا با روغن بسيار بخورند ديگر از همه اشيا پرهيزند و خوبى اين حب آن است كه از دهن آب بسيار بدون جوشش دهن خارج شود و مادهء مرض به الكل دفع گردد و سوراخ كام نيز مندمل شود و اكسير الاثر است . نوع ديگر مجرب از بياض حضرت استادى رحمه الله تعالى [ صفت آن ] هليلهء زنگى سهاگه كته پاپريا هر واحد يك توله مرداسنگ شش ماشه نيله تهوتههه سه نيم ماشه همه را در آب ليموى كاغذى تا سه روز كهرل نمايند بعده حبوب به قدر كنار دشتى بسته يك حب صبح خورده باشند و يكى بعد ظهر غذا برنج با جغرات بىنمك و تا هفت روز بخورند بعد از آن تا سه روز ديگر اين غذا بخورند و اگر مزاج قوى باشد وزن مرداسنگ نيز يك توله كنند . حب زنگار كه براى آتشك نافع است [ صفت آن ] كتهء سفيد دو توله زنگار جوترى هر يك سه ماشه افيون سپيارى كهنه هر يك دو ماشه كونپيل بيد انجير جو گياه دو توله ملائى شير پاو آثار همه را سائيده مع ملائى در ظرف پهول از دستهء پهول سه روز سحق كرده حب سازند اگر زخم يا داغ سياه مثل داد باشد بر آن طلا سازند و يك حب بخورند . حبوب سم الفار اين حبوب نيز مثل حبوب سابق عمل مىكند و درد مفاصل را هم دفع مىنمايد ليكن در استعمال اين شرط است كه از ترشى و خصوصاً از دال مونگ بسيار پرهيز نمايند و الا ضرور وجع مفاصل به شدت پيدا شود و بهترين نسخ آن اين است سم الفار پنج ماشه نيله تهوتههه ده ماشه كتهء سفيد بيست ماشه مغز تخم نيب چهل ماشه سرپهوكه هشتاد ماشه در آب كتائى خرد كهرل كرده به قدر نخود حب بندند هر صبح يك حب در ملائى شير يا در كهوه پيچيده بخورند و از ترشى و بادى نيز پرهيز كنند . ايضاً براى زخم آتشك و اوجاع مفاصل [ صفت آن ] سم الفار يك توله كتهء سفيد چهار توله در آب ليموى كاغذى و آب كئانى خرد و آب كئائى بزرگ كه آن را سيتاناسى گويند هر يك سه پاو كهرل نمايند و به قدر مونگ حب بندند و يك حب صبح و يك شام در احار انبه يا بالائى جغرات گاو يا فقط بلع نمايند پرهيز از غير و دال مونگ ضرور است ديگر هرچه خواهد بخورد . ايضاً مجرب براى آتشك [ صفت آن ] مغز سمندر پهل سم الفار كتهء پيريه سهاگه هر چهار برابر كوفته بيخته به آب ليمو كهرل كرده حب بسته به قدر دانه مونگ روز اول يك حب صبح و دو حب آخر روز تا هفت روز بخورند و بعد از آن يك حب اضافه نمايند و دو حب صبح هم بخورند آخر روز براى دفع گرمى خشكه با ماست بخورند . ايضاً كه بخارش نيز نافع [ صفت آن ] سم الفار يك ماشه كتهء سفيد كافور چينه دانه الايچى سفيد هر يك سه ماشه ادويه را در شيره برگ تنبول يكصد عدد حل كرده به قدر مونگ و موه حب بسته يك حب صبح و يك شام خورده بالايش بيره پان بخورند تا چهارده روز يا بيست و يك روز خورند غذا نان نخود بىنمك و يا نان گندم با روغن گاو بخورند . ايضاً مجرب به مرات [ صفت آن ] سيمات مصطكى عاقرقرحا هر يك بيست ماشه سم الفار يك ماشه ليموى كاغذى دو عدد اول سيماب و سم الفار در اندكى آب ليمو كهرل كنند تا سيماب كشته شود بعده ادويهء ديگر كوفته بيخته به آن ضم نمايند و در آب ليمو باقى صلايه كرده به قدر مونگ حبوب سازند دو حب صبح با شورباى چرب گوشت بز و يك حب شام همراه شوربا بخورند تا سه روز يا زياده غذا گوشت بز و نان . و گويند كه اگر كسى را از شدت اين مرض موى ريختن گيرد و دست و پا و كمر به يكار گردد و يا در كام و قضيب سوراخ شود و اين حب بخورد و از ترشى پرهيزد از سر نوجوان گردد و دردها به الكل بر طرف شود . ايضاً كه در افناى مادهء اين مرض خيلى مفيد [ صفت آن ] سم الفار گل قيموليا يعنى كهربا منى دانه هيل كات هندى كافور قيصورى هر واحد يك توله گلاب خالص نيم آثار اول ادويه را جداجدا صلايه كرده مخلوط سازند و قدرى قدرى گلاب انداخته كهرل نمايند تا همه گلاب جذب شود و حبها برابر مونگ بسته خشك نمايند و هر روز يك حب تا سه چهار توله گلاب تنها يا شهد خالص يك توله آميخته نيمگرم كرده بنوشند و تا بيست و يك روز استعمال نمايند و اگر يك چله بخورند ديگر فوائد مثل تقويت باه و زيادت اشتها و سُرخى رنگ و دفع فتق آبى و ورم خصيه حاصل شود در غذا دال تور و گوشت بز مدهن با نان گندم هر دو وقت خورند . و اگر استعمال اين حبوب بضرورت قوى در مزاج حار كنند براى تبريد شيره تخم خرفه و كاسنى و غيره و عرق كيوره و شربت انار و عرق شاهتره دهند . حبوب رسكپور و سيماب و بلادر بدان كه حبوب اين اشيا جوشش دهن در اكثر پيدا مىكند و مادهء علت را به طريق آب دهن برمىآرد ليكن متحمل تكليف آن جز مزاج قوى نباشد در ضعفا استعمال نبايد كرد . و اين حب رسكپور براى آتشك انفع و مجرب است رسكپور دانه الايچى سفيد قرنفل عاقرقرحا هر يك شش ماشه كوفته بيخته به آب سرشته حبها مقدار دانه فلفل گرد بندند و يك حب در ملائى شير پيچيده و هر صبح بخورند . نوع ديگر [ صفت آن ] رسكپور مرچ سياه هر يك سه نيم ماشه بيخ اندراين هفت ماشه قرنفل بيست و يك عدد در آب برگ پان حب به قدر نخود بسته يك صبح و يك شام